روزنوشت‌ها
ليست روزنوشت ها
آخرين روزنوشت
وبلاگ‌ها و مطبوعات
يک‌شنبه - ۲ دي ۱۳۸۶

وبلاگ‌ها و مطبوعات

نكته‌اي به نظر رسيد كه البته خطاب آن به مطبوعات و نشريات داخلي است و اهميت آن را بعد از خواندن اين مطلب كوتاه حس خواهند كرد. معمولاً برخي نشريات در سال‌هاي اخير هر جا ستون كم مي‌آورند به اينترنت رو آورده و مطالبي را از ميان آن كپي مي‌كنند. لازم به يك يادآوري بسيار مهم است كه ذات اينترنت با مطبوعات در ايران و بازخورد آن ميان مخاطبيان و تأثير «پيام» آن به دليل ماهوي و محتوايي اين دو بسيار متفاوت است. اين را روزنامه‌نگاراني كه در هر دو حوزه كار كرده و تجربه دارند به خوبي خواهند فهميد. مطبوعات حداقل در مقايسه با وبلاگ‌ها و نشريات آنلاين، رسانه‌اي سنتي به شمار مي‌روند و بحث اينجا در مورد تضاد هميشگي سنت و مدرنيته در ايران است!

نمونه‌هاي بسياري بر اساس تجارب گذشته در اين مورد مي‌توان مثال زد. چه بسا يك مطلب كه در يك وبلاگ نوشته مي‌شود تاثير آنچناني جز بر بخش معدودي از وبلاگ‌خوان‌ها و وبلاگ‌نويسان ندارد. اما همان مطلب وقتي در قالب مطبوعات (به صورت فيزيكي و ملموس) درمي‌آيد حداقل در داخل ايران تاثير متفاوت‌تري دارد. فرض شما امكان دارد مطلبي در مورد سياست يا جامعه بنويسيد، عكسي يا كاريكاتوري بگذاريد و مدت‌ها و ماه‌ها و سال‌ها نيز در سطح اينترنت ايراني پايدار باشد و لينك‌هاي بسياري نيز بگيرد و حتي بسيار بيشتر از تيراژ يك نشريه خوانده شود و بحث‌هاي بسياري در مورد آن بشود اما هيچ واكنشي در عالم حقيقي (جامعه ايران) نسبت به آن مطلب مشاهده نكنيد چون مخاطب شما حداقل در زمينه دانش روز و نيز بافت سني و حتي طبقه اجتماعي و تحصيلي «خاص»تر است. شايد اگر تمام وبلاگ‌هاي ايراني را جمع كنيم جز ميان خودشان كمتر تاثيري را نظير مثلاً وبلاگ Boing Boing بر عالم واقعي داشته باشند. حال اگر همان مطلب در قالب مطبوعات (فيزيكي و عيني) منتشر شود، بازخورد بسيار متفاوتي خواهد داشت چون اينجا با مخاطب «عام» و يا مخاطب خاص خوگرفته به رسانه‌هاي سنتي بيشتر سر و كار خواهيد داشت. بسيار اتفاق افتاده چاپ يك كلمه يا يك جمله يا مقاله و عكس و كاريكاتوري در نشريه‌اي جنجال به پا كرده، باعث آشوب و بحران و درگيري شده و در نهايت موجب تعطيلي آن نشريه شده است.

وبلاگ‌ها به دليل ذات تمركزناپذيري و آزاد آن، گاه جسور و بي‌پرده و خارج از قواعد و قوانين مطبوعاتي و وراي زبان مرسوم مطبوعاتي مي‌نويسند و اغلب نثر وبلاگي و حتي مخاطب آن بسيار با نثر مطبوعاتي و محافظه‌كاري و محدوديت‌هاي قانوني آن و نوشتن در سايه‌ي شمشير داموكلس قانون مطبوعات متفاوت است و تفاوت اين دو گونه «رسانه» حداقل در اين مورد خود را نشان مي‌دهد.مثلاً سال گذشته بود كه كپي‌برداري و چاپ مطلب طنزي از يكي از وبلاگ‌نويسان بدون ذكر نام او در نشريه‌اي محلي در بندرعباس موجب جنجال و تعطيلي آن نشريه گرديد. حتي عده‌اي كفن‌پوش شده و دفتر نشريه را آتش زدند! در حالي كه همان مطلب مدت‌ها در اينترنت بوده و جمع بيشتري آن را خوانده بودند.

براي مخاطب ايراني خوگرفته به رسانه‌هاي سنتي (مخصوصاً تلويزيون و مطبوعات) از اين واكنش‌ها و تضادها و گاه سوءتعبير و سوءتفاهم‌ها بسيار بسيار اتفاق مي‌افتد. گوناگوني انديشه‌ها و تفرق زباني و قومي و گاه غلبه‌ي احساسات عمومي بر افكار عمومي در ايران و نيز عدم توسعه فرهنگ همگرايي و همه‌پذيري و البته عدم وجود جريان اطلاع‌رساني آزاد و نيز فضاي به شدت سياسي كشور و همچنين توسعه‌نيافتگي اينترنت و رسانه‌هاي مدرن و يا بي‌تجربگي برخي مطبوعات، از مهم‌ترين علل چنين رويدادهايي است.

در نهايت توصيه به اصحاب مطبوعات و مديران مسؤول و سردبيران نشريات و هر نوع مطبعه‌ و نشريه‌ي كاغذي داخلي و محلي و سراسري در ايران اين است كه اين نكته را نه به عنوان مساله‌اي محافظه‌كارانه بلكه به عنوان شناخت تاثير دو رسانه‌ي متفاوت و واكنش مخاطبين اين دو، در نظر بگيرند و در كپي مطالب از اينترنت و سايت‌ها به ويژه مطالب وبلاگي در حوزه جامعه و سياست و به ويژه از افراد ناشناس يا بدون سابقه مطبوعاتي كه قوانين و وضعيت موجود را نمي‌شناسند، بسيار مراقب باشند كه برايشان بعداً مشكل ايجاد نشود.

■ نكته:

مؤثرترين رسانه‌ها و ابزارهاي رسانه‌اي و فرهنگي در ايران از ديدگاه من به ترتيب:

1- شايعات و روايات شفاهي!

2- كانال‌هاي تلويزيون داخلي (صدا و سيما)

3- كانال‌هاي تلويزيون خارجي (ماهواره‌اي)

4- راديو‌هاي خارجي (بيگانه!)

5- راديوهاي داخلي (خودي!)

6- سينما، فيلم، ويديو

7- مطبوعات

8- اينترنت و وبلاگ‌ها

9 – كتاب

10- نمايش (ته‌آتر)

11- ساير

:: لينك ::

لينکدوني
ليست لينکها
آخرين لينکها
يك ايراني عاشق صدام!
توصيفي بسيار زيبا درباره زمين
.
مزه مزه مي‌كنه بزنه نزنه
اگه مي‌توني منو بكش!
شوهر ظالم محصول رژيم!
همه چيز درباره فارنهايت 451
عضو شيردهي!
براي خودمان متأسفم!
وبلاگ‌نويسي و ترس از بزرگ شدن
نوشته‌هاي اصلي
ليست نوشته ها
گروه هاي نوشته ها

جستجو

آرشيو نوشته ها
شهريور ۱۳۸۹
شيدسچپج
۳۰ ۳۱ ۱ ۲ ۳ ۴ ۵
۶ ۷ ۸ ۹ ۱۰ ۱۱ ۱۲
۱۳ ۱۴ ۱۵ ۱۶ ۱۷ ۱۸ ۱۹
۲۰ ۲۱ ۲۲ ۲۳ ۲۴ ۲۵ ۲۶
۲۷ ۲۸ ۲۹ ۳۰ ۳۱ ۱ ۲
خروجي هاي XML


ساير امکانات
جستجو
تماس با ما
خبرنامه سايت
يادبودها
لينک به سايت
ثبت در Favorite
خروجي هاي XML
خروجي هاي اطلاعات

يك فنجان طنز تلخ
links
گزارش‌ها
مشاهده صفحات
تعداد کل: ۶۹۷۷۲۹۸ صفحه
مشاهده امروز: ۱۱۸۱ صفحه
بيشترين مشاهده:
سه‌شنبه - ۲۱ آبان ۱۳۸۷
تعداد: ۱۴۹۷۸ صفحه
بازديد همزمان
در حال حاضر: ۵ نفر
بيشترين بازديد همزمان:
دوشنبه - ۲۴ اسفند ۱۳۸۳
تعداد: ۷۷ نفر
تبليغات
پي سي دانلود
P30 Download

بهترين مرجع نرم‌افزاري فارسي‌زبان

دانلود جديدترين نرم‌افزارهاي روز
دبليو ايکس بلاگ WX-Blog
نرم افزار مديريت وبلاگ، فتوبلاگ، روزنوشت و لينکدوني به همراه امکانات ويژه براي کاربران فارسي زبان
گروه نرم‌افزاري وبيليکس
برنامه نويسي سايت‌ها و سيستم‌هاي نرم‌افزاري، مديريت سرورهاي اينترنتي و نرم افزاري و خدمات ثبت دامنه و تخصيص فضا
Gooya UK
Gooya UK

Persian Media Resources with Direct Online Access to Persian TV Channels, Radio Stations, News, Links, World TV, Internet Tools & other Media Resources
يك فنجان طنز تلخ

يك فنجان طنز تلخ - گزيده طنزهاي مطبوعاتي و اينترنتي ناصر خالديان، در كتاب‌فروشي‌هاي معتبر و غيرمعتبر!
نگاه طنز ناصر خالديان به جامعه، فرهنگ و رسانه‌ها

khaledian@gmail.com

مشاهده نوشته ها بترتيب به صورت
هفت وبلاگ تاثيرگذار ايران
شنبه - ۲ تير ۱۳۸۶

Technorati

تكنوراتي با تغيير ساختار خود در مدت‌هاي اخير بر اساس ري‌اكشن يا بازخورد و در حقيقت ميزان محبوبيت و توجه وبلاگ‌هاي ديگر به مقالات‌شان، به آنها امتياز مي‌دهد و در نهايت آن را با اتوريته (يا همان جَنَم!) يا ميزان نفوذشان رتبه‌بندي مي‌كند. مي‌توان به نوعي اين را «تاثيرگذارترين» وبلاگ‌ها يا بانفوذترين وبلاگ‌هاي ايران به شمار آورد كه مقالات‌شان به هر دليل (دليليش را خودتان پيدا كنيد) مورد توجه ديگران واقع مي‌شود. تعدد لينك اينجا نقشي ندارد بلكه بازخورد مقالات و توجه به نوشته‌هاي يك وبلاگ در سايت‌ها و وبلاگ‌هاي ديگر اهميت دارد. بر اساس تاپ 5000 وبلاگ اول دنيا در ليست تكنوراتي ودر ژوئن 2007 هفت وبلاگ‌ ايراني در اين ليست مشاهده مي‌شوند كه تكنوراتي آنها را با علامت Top 5K مشخص مي‌كند:

1- يك پزشك

2- خوابگرد

3- نيك آهنگ كوثر

4- وب‌نوشت

5- عباس معروفي

6- عصيان

7- .

غير از نيك‌آهنگ كوثر و عباس معروفي بقيه از داخل ايران به‌روز مي‌شوند. اين ليست به نسبت لينك‌ها و به‌روز شدن تكنوراتي جابجا مي‌شود. بقيه دوستان و وبلاگ‌ها در رتبه تاپ 10 هزار (Top 10K) و پايين‌تر قرار مي‌گيرند كه دوستان ديگر زحمت آن را بكشند. در ليست تاپ 1000 وبلاگ نيز حلقه‌ي ملكوت (با احتساب مجموع حدود 45 وبلاگ در ساب‌دايركتوري آن) قرار مي‌گيرد كه اين دوستان نيز به تنهايي خود تاثيرگذار و نوشته‌هاي آنان قابل تأمل است.

اين آمار به نوعي معني‌دار است. شما مي‌توانيد دليل و معناي آن را از زواياي مختلف تفسير كنيد. مثلاً فيلترينگ يا تعطيلي يك وبلاگ و نيز بالا رفتن جمعيت وبلاگ‌نويس با انديشه‌هاي مختلف، تاثير بسياري بر اين ليست گذاشته است. وبلاگ‌هاي افراد ديگركه قبلاً در ليست‌هاي متعدد بودند الان بازخوردشان كمتر شده است. صرف لينك دادن و لينك گرفتن به جز نوشتارهاي مورد توجه هم نمي‌تواند كمكي به اين امر بكند. يكي ازدلايل شايد اين است كه جنجالي بودن يا از خود نوشتن شايد در مقطعي جواب بدهد اما نمي‌تواند موجب توجه دائم ديگران باشد به خصوص اين كه ديگر وبلاگ‌نويسي به دليل بالا رفتن جمعيت وبلاگ‌نويس آن شهرت‌هاي كاذبي را كه در سال‌هاي اول افراد به دليل «زودتر آمدن» داشت، از دست داده است. روزگاري بود كه كافي بود نامي دخترانه براي خود انتخاب كنيد تا آمارتان زياد شود! وبلاگ‌هاي بسياري سال‌هاي گذشته مطرح بودند كه هم‌اكنون با وجود جنجال و حتي گاه متوسل شدن به روش‌هاي غيراخلاقي، ديگر مورد توجه كسي نيستند و اين حقيقت دارد و در اين حقيقت نه ما مقصريم و نه وبلاگ‌نويسان ديگر. شايد پس از حدود بيش از پنج سال تجربه وبلاگ‌نويسي اين تجربه شخصي به درد كساني كه علاقمندند وبلاگ‌نويسي را ادامه دهند بخورد كه: براي خوب وبلاگ نوشتن يا بايد حرف درستي براي گفتن داشت يا تجربه‌اي مفيد براي عرضه به ديگران. خارج از اينها همه باد هواست و حبابي است كه زود مي‌تركد. اين يك اصل طلايي است: «چيزي مفيد براي ديگران - و نه خود - داشته باشيد».

به عنوان يك وبلاگ‌نويس بسيار خوشحالم كه در مدت‌هاي اخير افراد زيادي از اهل فرهنگ و ادب و روزنامه‌نگاران و اهل قلم به وبلاگ‌نويسي روي آورده‌اند چون هر چه ميزان انديشه‌هاي متعالي و افراد بافرهنگ و باسواد بيشتر شود مجال براي انديشه‌هاي پوچ و شهرت‌هاي كاذب نخواهد ماند. چيزي كه برخي افراد از آن و ورود آدم‌هاي بافكر و هوشمند به وبلاگ‌نويسي و از دست دادن جايگاه‌ كاذب‌شان بسيار مي‌ترسند.

:: لينك ::

يوزپلنگي بر بام
جمعه - ۱ تير ۱۳۸۶
Jaguar

كسي نديده كه يوزپلنگي روي لبه بامي ميان شهري شلوغ راه برود. گربه‌ها را چرا. اما يوزپلنگ؟ فقط من بودم. مثل آن باري كه مردي ني‌نواز را با موي سر و ريش بلند و سفيد روي لبه يك برج بلند ديدم كه ني‌ مي‌زد. و آن زني كه توي ايستگاه اتوبوس چشمانش آبي بود و قسم مي‌خورم كه موهاي بلندش هم آبي بود و تمام لباس‌هايش آبي و كسي او را نمي‌ديد.
يوزپلنگ همان‌طور با وقار و آرام، با اندام كشيده‌اش از روي بام گذشت و بر لبه‌ي آن ايستاد. از كجا آمد بود؟ كسي نمي‌دانست. لحظاتي به شهر – انبوهي از سيمان و آهن و تيرگي – خيره شد و بعد غريد. صداي غرش او در شهر با پژواك پيچيد بي اين كه كسي بشنود و بعد خود را از لبه‌ي بام بر سنگفرش خيابان انداخت و روي آسفالت داغ جان داد. ماشين‌ها بي اين كه ببينندش، له‌اش كردند.
صبح بعد رفتگرها لاشه‌‌ي گربه‌اي را از همان‌جا داشتند جمع مي‌كردند و رهگذرها مي‌گفتند:
- گربه‌ي بيچاره...
و من مي‌دانستم كه او يك يوزپلنگ بود. يك يوزپلنگ واقعي و تنها كه زير چرخ‌ ماشين‌هاي اين شهر سيماني له شد.

:: لينك ::
رام كردن عنكبوت سركش
سه‌شنبه - ۱۵ خرداد ۱۳۸۶
Noqte

چگونه در اينترنت بهتر جستجو كنيم؟ اين ترفند ساده بسيار به درد محققان، دانشجويان، طراحان گرافيك، صفحه‌بندها و ساير پژوهشگران و البته افراد تازه‌وارد در اينترنت نيز خواهد خورد كه به دنبال عكس و تصوير براي مطالبشان هستند. اين يك روش نقطه‌اي است!
موضوع خيلي ساده است، شده كه از نتايج جستجويتان براي تصوير در گوگل نااميد شويد؟ چرا؟ چون اغلب ما «به اشتباه» (و شايد هم به طور غريزي!) تنها با زبان «انگليسي» جستجو مي‌كنيم. در حالي كه انگليسي تنها بخشي از زبان‌هاي اينترنت است. ابزار كار:
- اين صفحه ترجمه چندزبانه يا اين يكي را به علاقمندي‌هاي خود بيافزاييد.
- اين صفحه ترجمه انگليسي به چيني را به علاقمندي‌هاي خود بيافزاييد.
- اين صفحه ترجمه انگليسي به عربي را به علاقمندي‌هاي خود بيافزاييد.
- به جاي صفحات بالا مي‌توانيد از Yahoo Babelfish  يا Google Translate استفاده كنيد.
- از ديكشنري‌هاي فارسي به انگليسي نظير نارسيس استفاده كنيد يا صفحه ترجمه آن‌لاين آن را به علاقمندي‌هاي خود بيافزاييد.
- كامپيوتر و اينترنت و ماوس و كي‌برد و يك جفت دست و مابقي لوازم!
حال مثلاً شما دنبال واژه‌اي مثلاً «گلخانه» مي‌گرديد. و در پي يافتن عكس‌هايي براي نشريه‌تان با سرچ انگليسي انگشت‌تان باد كرده. امكان دارد با جستجوي Greenhouse به نتيجه مطلوب‌تان نرسيد. بنابر اين آن لغت انگليسي را در صفحه ترجمه چندزبانه به زبان‌هاي ديگر ترجمه كنيد و با لغات تازه‌تري جستو كنيد كه نتايج آن مطلوب‌تر و لذت بخش است. ببينيد حالا مثلاً نتايج جستجوي گلخانه به برخي زبان‌هاي ديگر چه مي‌شود:
فرانسه: Serre
آلماني: Gewächshaus
پرتغالي: Estufa
روسي: Оранжерея
اسپانيولي: Invernadero
سوئدي: växthus
عربي: دفيئة
چيني: 温室

بعد عكس‌ها را در بخش تصوير گوگل يا ياهو نگاه كنيد. مي‌بينيد چقد متنوعند؟ بديهي است كه موتورهاي جستجو نتايج متفاوت‌تري با هر كدام از اين جستجوها مي‌دهد. به همين سادگي و البته كشف لغات به زبان‌هاي ديگر هم لذت‌بخش است. مثلاً همان صفحه ترجمه انگليسي به چيني تلفظ كلمات را به صورت صوتي هم در اختيار شما قرار مي‌دهد و حداقلش اين است كه ترس آدم از اين همه در و پنجره و ميخ و سيخ مي‌ريزد. بعد هم زبان‌هايي مانند «چيني» و «اسپانيولي» به دليل جمعيت بسيار زياد آنها مسلماً زبان‌هاي غالبي هستند كه نتايج بيشتري در جستجو ارائه مي‌دهند. شما مي‌توانيد به جاي صفحات بالا از هر صفحه ترجمه آن‌لايني كه دل‌تان خواست استفاده كنيد و شايد صفحات بهتري هم باشند. اينها فقط محض مثال آمده است.
حالا اين قضيه براي يافتن عكس و تصوير بود. من مطلبي پيدا كرده‌ام كه علاوه بر عكس مي‌خواهم بدانم با آن زبان در و پنجره‌اي روسي يا چيني چه نوشته. خيلي ساده بابل‌ فيش و صفحه ترجمه گوگل كمك خوبي هستند. لينك بدهيد و انقليزي تحويل بگيريد.

:: لينك ::

بابل
پنج‌شنبه - ۱۰ خرداد ۱۳۸۶

 Babel

پيامبر از سفينه پياده شد. مردم به دورش حلقه زدند. پيامبر كتابش را گشود و چنين خواند:

و بشارت مي‌دهم شما را به وحشت، آن هنگام كه عشق را در شبگار بلندِ بي‌انتها زهرخور مي‌كنيد و بشارت مي‌دهم شما را به قتل‌عام نيلوفر در مرداب تباهي و اعدام شقايق‌ها در باد، آن هنگام كه ظلمت سربي و سنگين اندوه، جهان را فرا مي‌گيرد و پوچي همچون جذام، روح و مغزتان را مي‌خورد. و بشارت مي‌دهم شما را به وحشت، در سهمناك‌ترين شب تاريخ كه مردگان گور نيز در هراس گريختن از آن برمي‌خيزند و در جغرافياي ستم، پناهي جز خاك تيره‌گون نمي‌يابند. چيزي به آخرالزمان عقربك‌ها و كشتار ثانيه‌ها نمانده است و عقربه‌ي هر ساعت دشنه‌اي است بر شاهرگ زندگي‌تان و گذر هر ثانيه گامي به آخرالزمان موعود. اينك هراسي بزرگ در راه است اي زبان‌نافهمان!

پيامبر كتابش را بست. سوار سفينه شد و سپس در فضاي لايتناهي فرو رفت. مردم زبان همديگر را فراموش كردند.

بي‌ربط به اين موضوع اما بامزه:

اندر باب سخنگويي قنبل خانم شكيرا و اشتراك منافع آن با برخي اديبان ما!
راستش بلوط جان اين كه بزرگان و علما در اين مساله هم‌عقيده‌اند بيشتر مربوط به برخي آقايان اديب ماست كه اوردوز شده‌اند و هنوز در فانتزي جميله هستند. وگرنه خانم شكيرا از راه همان قنبل خودش نان مي‌خورد و ادعاي ادبيات ندارد. مگر اين كه آقايان اديب ما هم به جاي ديد زدن اين و آن و ريختن فانتزي‌هاي جنسي‌شان در قالب ادبيات،خودشان رأساً! وارد كار شوند و  به ملت بگويند چگونه با كپل‌شان حرف مي‌زنند!؟

:: لينك ::

بعععععععع!
چهارشنبه - ۹ خرداد ۱۳۸۶

مي‌گويند اگر گله‌اي گوسفند از معبري باريك عبور كنند، طوري كه پشت سر هم در يك رديف بيفتند و آن وقت چوبي جلوي اولي يا همان ليدرشان بگذاريم، اولي از روي آن خواهد پريد. بعد بقيه دنبال او خواهند پريد. اگر چوب را برداريم باز هم بقيه بي‌اختيار و بدون اين كه چوبي باشد خواهند پريد. يعني چوبي وجود ندارد اما گوسفندها بر اساس حس پيروي از بقيه از روي مانعي مي‌پرند كه ديگر وجود ندارد! راست و دروغش پاي گوينده اما ظاهراً  همين قضيه خيلي كاربردها دارد.

بر آقا انتقاد شده كه چرا به مردم ايران اهانت كرده و گفته مردم ايران همه رياكارند چون نمي‌آيند مسائل جنسي خلوت‌شان را آن طور كه من در غرب ديده‌ام آشكارا و در جمع به اطلاع ديگران برسانند.

نوچه‌هاي ادبي چشم و گوش بسته‌اي هم كه هميشه به دنبال پدر و مرشد مي‌گردند، بع‌بع‌كنان و سينه زنان و وا ادبياتا گويان كه اي واي ديديد چگونه اين تروريست‌هاي ادبي استاد و قطب ما را نمودند و  از اين نوع كولي‌بازي‌هاي ادبي كه شما بي‌سوادها ادبيات حاليتان نيست. وقتي استاد مي‌فرمايد كپل، شير و شكر از سخنش مي‌ريزد و وقتي مي‌گويد كون، ادبيات را كن فيكون مي‌كند. استاد ساختار شكسته و شما مردم عقب مانده را دارد به راه راست هدايت مي‌كند كه دست از چرندياتي به نام اخلاق برداريد و كتابش وحي منزل است و هر كس خلاف نظر استاد حرف بزند مرتد و تروريست است و  ولايت ادبي بر اساس روح هميشه متعبد و ذليل و خدايگان‌پرستي و پدرپرستي به آقا داده‌اند كه آدم مي‌ماند حيران پس اين همه اهل فرهنگ و هنر و ادب در برابر تخم آقا چيزي نبوده‌اند.

بعد هم نمي‌گويند كه كاش استاد در همان حوزه‌ي ادبيات و داستان اظهار نظر مي‌كرد و مردم را به خاطر سليقه‌ي شخصي‌اش رياكار نمي‌خواند و وارد معقولات اجتماعي نمي‌شد. مساله ادبيات نيست. اخلاق است. كسي كه در  يك تريبون رسمي خودش را الگوي ادبي كرده و اين گونه به شعور جمعي ديگران به خاطر نام و نان خود و فروش چند خط كتابش اهانت مي‌كند و نان از تنبان كلمات مي‌خورد، حقيرتر از مرتبه‌ي مرشدي و مرادي است.

حتي در غرب نيز اين رابطه‌ي مريد و مراد بودن بر اساس تعقل و تكميل همديگر است و گاه شاگردي بر استادي مي‌شورد كه هان! اينجا غلط گفته‌اي. «حق بالاتر از دوستي با افلاطون است». اما در سرزمين ما رابطه‌اي تسليم‌وار و گوسفندوار است كه خدا نكند يكي در سياست يا ادبيات يا هر بخش ديگر به شهرتي برسد. ضمن تسليم مطلق، دور آقا سيم‌خاردار مي‌كشند و مين‌گذاري مي‌كنند و بادي‌گاردها و نوچه‌هاي ادبي نمي‌گذارند به ساحت مقدس آقا نقدي و خدشه‌اي وارد آيد كه چرا گفته‌اند: عزيز من، علامه‌ي دهر و استاد سخني اما اينجا نظرت اشتباه است و اثر سوء اجتماعي دارد.

ما با ديكتاتوري روبرو نيستيم. ما با «خرده‌ديكتاتوري» روبرو هستيم. ديكتاتور را شكستيم و خرده‌هايش هر يك ديكتاتوري شدند. در سرزميني كه هر كس مي‌تواند با نوچه‌پروري وآوازه‌گري براي خودش در هر بخشي ديكتاتوري شود و با داشتن تريبون و رسانه‌اي براي خودش تقدسي دست و پا كند و مريداني گوسفندوار بيابد كه مرتب هاله دور سر آقا بكارند و از كرامات او بگويند، راهي جز تعقل و آزادگي يا طنز و تمسخر اين پديده‌ها تصور نمي‌رود. بتي وجود ندارد، بت‌ساز خود ماييم.

اضافه: اين گفتار درست و شيواي رضا بهشتي معز با عنوان پوپوليسم هنري و حجيت شهرت اگر چه به اين مطلب ربطي ندارد اما به نوعي ديگر همين را در زمينه سينما اشاره مي‌كند و پوپوليسمي كه توسط شارلاتان‌هاي هنري براي منافع و شهرت شخصي از آن استفاده مي‌شود.

:: لينك ::

<< صفحه بعدي ۰۱ ۰۲ ۰۳   ...   ۰۶ ۰۷ ۰۸   ...   ۵۸ ۵۹ ۶۰ صفحه قبلي >>
اشخاص
نيک‌آهنگ کوثر
سيمين چايچي
مهرداد هاني
سيدهاشم هدايتي
عليرضا مجيدي
فهيمه خضرحيدري
هادي حيدري
محمد درويش
پرويز جاهد
يوسف منيري




امکانات
تبادل لينک
به اينجا لينک داده‌اند:
ثبت سايت در ليست خودتان
مراجعه به: