گلآقايي ديگر، بدون عمران
شماره آبان ماه گل آقا با ويژهنامهي زندهياد عمران صلاحي منتشر شد. در اين ويژهنامه ضمن معرفي عمران صلاحي، بررسي آثار طنز او، نوشتههايي از دوستان و همكارانش و خاطراتي شيرين و طنزآميز از 15 سال همكاري وي با مؤسسه گلآقا همراه با عكسهاي منتشر نشده از وي را مشاهده خواهيد كرد.
چند روز ديگر نيز چهلمين روز درگذشت عمران صلاحي است. چهلم و سالها نيز ميگذرد و ياد تو همچنان زنده و در قلب ماست.
ما ميتوانيم
آقا اين مرض ما ميتوانيم دامن خانم رايس را هم گرفت (آن دامن نه، آن يكي). خانم رايس گفته ما ميتوانيم جلوي ايران را بگيريم. آقاي احمدينژاد هم گفته ما ميتوانيم. اين روزها تركيب ما ميتوانيم در سخنراني مديران بسيار شنيده ميشود. خلاصه همهي سياستمدارها بدجوري ميتوانند و ظاهراً اين وسط ملتها هستند كه نميتوانند. اشكال از كجاست؟ پرتواني سياستمداران يا عنيني ملتها!؟ خلاصه كه اصحاب سياست دست به توانستن و نمودنشان خوب است و اين وسط فقط ملتها بايد هم هزينه بدهند و هم نموده شوند.
مليسا يا مليحه؟
اين ملت هم عجب فانتزي و تخيلاتي دارند. فانتزي اكثرشان محدود ميشود به همان حوزههاي جنسي و لاغير! ايميل آمده كه «زيباترين گوينده خبر جهان» اسمش هست خانم «مليحه طاهري» و ايراني است! پرس و جو كرديم ديديم نخير ايشان Melissa Theuriau و متولد گرنوبل فرانسه هستند و عمراً اگر بدانند ديزي با طعم پياز و سبزي خوردن چه مزهاي دارد. باور نميكنيد از ايشان بپرسيد.
هلندي شكرپنير است
از منافع ياد نگرفتن زبان خشن هلندي اين است كه نه تنها حنجرهي آدم سالم ميماند بلكه افراد را مثل ايشان شاعر و طنزنويس ميكند:
ُمردم از بس پا به بايسيکل زدم
بيهوا خود را به آب و گل زدم
عکس بگرفتم به «خ.خ.د» بسي
خ شنيدم، خ شنيدم، خ بسي
بس که گفتم خوي مرخن، خوي ميداخ
خستهام از دانک اوول از هاي و داخ
رس به فريادم خدا «آستوبليفت»
زين همه سگ هر کجا «آستوبليفت»
سنگ مفت، پيكسل مفت
چه نشستهايد كه اين فرهاد اصغرزاده گلوريانويس ما يك دايركتوري تر و تميز براي وبلاگها و سايتها ساخته و نيز يك صفحه پيكسل رايگان يا همان دونهدونهي خودمان كه 2000 دونهاش را مفت به وبلاگها و سايتها ميبخشد. بجنبيد تا پر نشده كه ما هم به مصداق مفت باشه... پيكسل باشه لوگوي خودمان را چسبانديم آنجا. شما هم برويد بچسبانيد. تازه از اين پيكسلفروشهاي خسيس كه يك مثقال جاي ده در ده يا 100 پيكسلي را هم به زور ميدهند خيلي بهتر است.
سايتهاي ما
دودردو، هفتان، راديو زمانه و بلاگنيوز. اين چهار سايت با چهار شيوهي متفاوت دستاورد و حاصل خوبي برآمده از وبلاگها هستند. پشت اين سايتها دوستان بسياري زحمت كشيده و نتيجه كار گروهي و مديريت خوبشان را ما استفاده ميكنيم. سايتهاي مشابه نيز زيادند كه چون بر مبناي كار گروهي نيستند در اين فهرست نيامده مانند بلاگچين كه اين دوست پرانرژي ما انصافاً عجب حوصلهاي دارد و شايد اگر دو سه نفر با انرژي خودش همكاري ميكردند خيلي خوب ميشد. اما منظور كار گروهي و داراي منافع جمعي براي ديگران است. سايتهاي مشابه ديگري نيز هستند كه متاسفانه بيشتر در خدمت منفعت يا تفكري شخصي هستند و اشكالهاي زيادي از اين نظر دارند كه به همين خاطر قابل بحث نيستند مانند صبحانه كه به نظر ميرسد صاحب آن فقط براي آگهيهاي خودش عمله استخدام ميكند و چنان بيفايده و زرد شده كه ارزش نگاه كردن هم ندارد. چند سايت ديگر به همين شيوه ساخته شده كه نقطه ضعفهايي دارند. با اين وجود اين چند سايت جمعي الگوهاي خوبي براي كار جمعي بودهاند هر چند اشكالهايي نيز داشتهاند اما «افراد» پشت اين سايتها با تمام استرس و فشارها توانستهاند موقعيت خوبي را هم از نظر فني و هم محتوايي به آن ببخشند و اين به نحوهي مديريت، سعهي صدر و صبر و همهپذيري آن افراد برميگردد.
ميان اين چهار سايت اگر قدرداني و حمايتي باشد بايد از دودردو و آن سه دوست وبلاگنويس (* و * و *) كه بي مزد و منت براي آن كار ميكنند و هفتان كه مرجع ادبي و هنري خوبي براي همه است و همهي اينها بدون پشتوانه مالي يا حمايت خاصي صورت ميگيرد، قدرداني شود. مشكلات كار و زندگي و كانكشن در ايران نسبت به خارج را كه ميدانيد!؟