خودتان را براي يك موج بحران خبري ديگر از سوي رييسجمهور ايران در بهمن ماه آماده كنيد!
25 بهمن سالروز حكم ارتداد سلمان رشدي (در فوريه 1989) نويسنده كتاب جنجالآفرين «آيههاي شيطاني» است و از گامهاي احمدينژاد ميتوان حركت بعدي او را براي اولين بار و در اين سالروز پيشبيني نمود. بدون شك احمدينژاد اگر اتفاق پشت پرده خاصي نيفتد يك موج خبري ديگر در اين سالروز به وجود خواهد آورد و مسألهي سلمان رشدي را بار ديگر البته به سبك و سياق خبري خود مطرح و البته با زوم كردن رسانههاي خبري روي اين قضيه، داد همگي را درخواهد آورد.
جريان سلمان رشدي مسألهاي است كه در طول دوران هشت ساله رياست جمهوري خاتمي با سياست يكي به نعل و يكي به ميخ گذرانده شده و اكنون احتمالاً (و البته ناگزير!) احمدينژاد در اين مورد بايد ثابت كند كه يا ميخواهد به نعل بزند يا به ميخ. همه چيز ميماند به رابطه ايران و انگليس كه اين قضيه تا چه حد در اين روابط مجدداً تنش ايجاد كند و يا نعل بشكند يا ميخ كج شود.
احمدينژاد ناگزير است بالاخره تكليف اين قضيهي معلق را حل كند. يا حفظ ارزشهاي انقلاب و اصولگرايي خالصي كه به معناي مطلق مد نظر اوست و تنشي دوباره در روابط ايران و انگليس و بقيه دنيا و هجوم تبليغاتي رسانهها عليه ايران و يا سكوت مانند دوران خاتمي. سياست نيز در اين مورد به معناي گزيدن راه سوم ميان وضعيتي كميك و تراژيك است و اينجا مشخص ميشود كه «راه سوم» رييس جمهور ميان اين دو راه چگونه تونل زده ميشود.
اما خدمت آن عده ازافراد كه همچنان اصرار دارند كه اين رييس جمهور نميفهمد صحبت كند: عزيزان! دلبندان! وقتي جنجال تبليغاتي در اين گونه موارد را ديديد، شواهد و قرائن و علت آن را نيز دريابيد. نميشود كه رييس دولتي بدون حضور مشاورين خود دست به جيب كند و حرف دربياورد. حتي اگر احمدينژاد باشد. «احمدينژاد، آني هست كه هست» و به نظر صادقترين رييسجمهور تاريخ انقلاب تا كنون است (البته بعد از شهيد رجايي). مواضع او مواضع انقلاب است و اين چه اصراري است كه او را با ناداننمايي كسي نشمرده و انتقادها از او بر همين محور است؟ در اين قضيه نيز نشان داه ميشود كه احمدينژاد تا چه حد در اصول و مرام و حرفهاي خود صادق است يا نيست. اگرچه «سياستمدار صادق» هرگز وجود نداشته و نخواهد داشت!
بنابر اين در چنين مواردي به قول خود وي «مديران كشور بايد حركات و برنامههايشان قابل پيشبيني باشد». هر چند همين جمله معنايش تاريخزدگي مفرط رييس جمهور است. يعني من بر اساس تقويم و مناسبت كار ميكنم نه بر اساس نياز روز، كه اين خود جاي انتقاد دارد. و بدا به حال سياستمداري كه با زمان جلو نميرود و حركات او قابل پيشبيني باشد چون چنين سياستمداراني به دلايل متعدد بسيار آسيبپذير هستند.
حالا رييسجمهور محبوب را تصور كنيد كه در اجتماع مردم ياسوج يا مورچهخورت يا اجتماع دانشجويان يا كشاورزان نورآباد ممسني يا هر اجتماع ديگري حركت برنامهريزي و مشاوره شدهاي را طبق تقويم سالگردها آغاز ميكند:
- حكم امام راحل در مورد سلمان رشدي به قوت خود باقي است.
- سلمان رشدي علقهي شوم صهيونيستهاست.
- قلب مسلمين جهان از اهانت نويسندهي آيات شيطاني هنوز مالامال از درد است.
- ما از مواضع بر حق ملتمان در مورد سلمان رشدي گامي عقب نخواهيم نشست.
- سلمان رشدي خر است.
- سلمان ايشالا قلمت بشكنه. هم اين قلمت هم اون قلمت. ايشششش...
- همانطور كه قبلاً گفتم اسرائيل هم بايد محو شود.
راستي قضيه آن 2.8 ميليون دلار جايزه بنياد 15 خرداد به كجا رسيد!؟ مدتي است وضعيت بد اقتصادي وسوسهمان ميكند برويم جنازهي اين سلمان نالوطي را تحويل بدهيم. ملتفتي داداش؟
* پينوشت:
خدا رحم كند.